تبلیغات
صــــدای ســکو ت - چند خطی برای یک شاعر ...
صــــدای ســکو ت
و تو خاموشی کرده ای پیشه ... من سماجت ... تو یکچند ... من همیشه ...

پنجشنبه 26 بهمن 1385
چند خطی برای یک شاعر ...

ای بهترین

به عظمت تو سلام می کنم

و به سکوتت لبخند . . .

***

سلام به همه دوستای عزیزم...  قبل از هر چیزی می خوام از همتون بابت لطفی که تو

این مدت به من داشتین تشکر کنم...

اول از همه از دوست خوب و مهربونم صدای دل که تو این مدت خیلی به من لطف داشتن

و من واقعا نمی دونم لطفشون رو چطور جبران کنم و دوباره برای چندومین بار فوت

خواهر عزیزش رو بهش تسلیت میگم و برای خودش و خانوادش ارزوی صبر دارم

و امیدوارم خداوند روح خواهر عزیزش رو قرین رحمت بکنه

و بعد  از یلدای عزیز که مثل اسمش برام خاطرات طولانیی رو رقم زدو رفت ... از یاس

سپید دوست گلم که حرفاش همیشه در عین سادگی زیبا بودو ارومم می کرد... ستاره ی

عزیز که امیدوارم دوباره شادی رو تو اسمون پر ستارش ببینم ... امیتیس مهربون

 ستایش عزیز. دو ست خوبم از وبلاگ گلهای کاغذی که قلمشون واقعا زیباست و

میلاد عزیز با دل نوشته های قشنگش و ....

خیلی از عزیزان دیگه که متاسفانه ذهنم برای بردن اسم قشنگشون یاریم نمیکنه و

فرصت هم کمه ... بازم از همتون برای سر زدن به این کلبه ی حقیر ممنونم

 و چند خطی هم برای یک شاعر . . .

من در فراسوی سکوت چیزی را دیدم

  که تو ندیدی . . . او ندید . . .

      وقتی ذهن انسانیت انقدر متروک و مسموم است

          که به جرم سکوت محکومت می کنند . . .

من کار قاضی این محکمه را اسان می کنم

                 سکوت . . .




لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:02 ق.ظ توسط : صدای سکوت